تبلیغات
خاطرات کاکایوسف - دیروز خیلی شانس آوردیم!
بهانه ای برای بودن

دیروز خیلی شانس آوردیم!

تاریخ:جمعه 11 مهر 1393-01:46 ب.ظ


  Image result for ‫تصادف موتور در تهران‬‎

دیروز خیلی شانس آوردیم!
از روی محل خط کشی شده خیابان که همان محل عبور افراد پیاده است داشتیم از خیابان رد میشدیم و مطابق معمول ابتدا سر را به چپ چرخانده ماشینهای دست چپ را میپاییدیم و عملیات عبور از نصف عرض خیابان را با موفقیت به انجام رساندیم.
بعد عملیات عبور از نصف دیگر خیابان شروع شد! دو سه قدم که برداشتیم و ماشینهای سمت راستی را وارسی میکردیم، به یک باره دیدیم که در آنی و کمتر از آنی نقش بر زمین شدیم!
یک موتور سوار نامرد از سمت چپ آمد و ما را رسوا نمود! نامرد را از آن سو گفتیم که حتی برنگشت تا ببیند ما زنده ایم یا مرده! تا چه رسد که بخواهد توقف کند!
شانس آوردیم که در هنگامه ای که بر روی دست چپ و نشیمن گاه افتادیم، ماشینی در همان حین زیرمان نگرفت!
الغرض شلوارمان به فنا رفت! و با داداش و زن داداش که مهمان شیراز بودند به آنسوی خیابان که از قضا بوتیکی بود رفتیم و شلواری خریدیم!
خودمان هم ماندیم که خدایا با این اوضاعی که بر سر شلوار بخت برگشتمان آمد، خراشی هم برنداشتیم چرا؟
خلاصه دیروز خیلی شانس آوردیم! همین!



نوع مطلب : خاطرات یک مسافر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
فرید
چهارشنبه 16 مهر 1393 11:45 ق.ظ
پس یه توصیه دوستانه یا جدل دلسوزانه : مراقب باشید در این نوشتن و شاید قضاوت خواننده، در حق مخاطب خاص یا محبوب فرضی بی انصافی نشه.
بابت رک گوییم عذر میخوام. ولی تجربه پیش از این اینو بهم میگه.
پاسخ خاطرات کاکایوسف : گفتم که کلن قضاوتا محترمن واسم ولی اگه این قضاوتا گاهی با واقعیت یکی نباشه مهم نیست بلکه باز قابل احترامه. در واقع این مهمه که دوستان دیدگاهاشون رو ارائه میدن. ما که نمیتونیم واسه همه خواننده ها تعیین تکلیف کنیم که اقا جان باس فقط یه برداشت داشته باشی اونم فلان برداشت!
با وجودی که باز صحبت از مخاطب خاص کردید اما من هنوز اون دیالوگ قیصر رو که میگفت: "تو آدم و ناامید میکنی خان دایی" در مورد فرید جان به کار نمیبرم
دوست دارم و ممنونم ازت.
فرید
چهارشنبه 16 مهر 1393 12:04 ق.ظ
پس خدا رو شکر به خیر گذشته.
راستی داداش من وبلاگ ندارم. یعنی دیگه ندارم! وبلاگ داشتن خیلی خوبه ولی اگه تنها یه بدی داشته باشه قضاوت کردن من و امثال من درمورد مسائلی چون صاحب وبلاگ و رابطه های توی زندگیشه! به همین راحتی!
ولی شاید بشه به قول قیصر گفت:
"خارها
خوار نیستند
شاخه های خشک چوبه های دار نیستند...."
پاینده و مانا باشید.
پاسخ خاطرات کاکایوسف : ممنون از شما.
خیلی جالب بود سخن قیصر.
در مورد وبلاگ داشتن هم دیدگاهتون جالبه ولی من هنوز از داشتن وبلاگ پشیمون نشدم. کاری هم به اعتقاد و اندیشه های دیگران در مورد نوشته هام ندارم. هر چند همه نظرات قابل احترامن و همه برداشتها.
مثلن همین که برخی گفتن و میگن که نوشته هام رنگ عاشقی داره یا مخاطب خاص مهم نیست واسم.
سه شنبه 15 مهر 1393 12:56 ب.ظ
همشهری های ما خیلی هم نامرد نیستن. احتمالا موتور سواره شیرازی نبوده....
متن رو که خوندم کلی خندیدم... زنده باشی
پاسخ خاطرات کاکایوسف : شما شاید "آشنا" باشید.. شایدوم ها شایدوم نه..
یه کم خنده شاید جایز باشه ولی کلی خنده دیگه از برای چه؟
بهرحال اهل هر .. که بود، خیلی نامرد بود و قصاصش رو باس پس بده.
لیلا
سه شنبه 15 مهر 1393 05:52 ق.ظ
سلام خوبین؟؟؟؟
خسته نباشین.....
مطالبتون زیباست ممنون...

ب وب منم سر بزنید نظر بدید خیلی خیلی خوشحال میشم....!!!!

بازم ممنون....
پاسخ خاطرات کاکایوسف : سلام
خیلی ممنونم. چشم.
دوشنبه 14 مهر 1393 09:25 ق.ظ
شکر..
پاسخ خاطرات کاکایوسف : بله واقعن شکر..
یکتا...
یکشنبه 13 مهر 1393 06:23 ب.ظ

عیدتون مبارک ...
پاسخ خاطرات کاکایوسف : ممنون، همچنین بر شما مبارک باد.
مهدی
شنبه 12 مهر 1393 08:23 ب.ظ

سلام
خیلی خیلی خوشحالم از اینکه میبینم شما همیشه فعال و سرحال و سلامت به وبلاگ نویسیتون میپردازین
...راستی واقعا شانس اوردیا ..ولی خدا کنه دیگه از این اتفاقا برات پیش نیاد ...و اینکه خیلی بیشتر از این ممنونم که میبینم شما به محض گذاشتن یه مطلب تو وبم میایین نظر برام میذارین و منو خوشحال میکنید و من ازتون خیلی ممنونم دوست خوبم
پاسخ خاطرات کاکایوسف : سلام مهدی جان
خواهش میکنم.
مرسی، بله خدا رحم کرد.
♥LOVE♥
شنبه 12 مهر 1393 06:02 ب.ظ
ﻣﻠﺖ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ sms ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﮐﻪ
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺁﺏ ﭘﺮﺗﻐﺎﻟﺖ ﺭﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﻗﺒﻞ ﺍز ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺱ ﺑﻮﺱ !!!
.
.
.
.
حالا ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ
ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺳﻮﺭﻩ ﺑﻘﺮﻩ 3 ﺑﺎﺭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﯽ ﺑﻪ 40
ﻧﻔﺮ ﻣﯿﻔﺮﺳﺘﯽ ، ﺍﮔﻪ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﮐﻨﯽ 60 تا ﻏﺪﻩ
ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﺗﻮ ﺑﺪﻧﺖ ﺭﺷﺪ ﻣﯿﮑﻨﻪ.
...
پاسخ خاطرات کاکایوسف : جالب بود.
آشنا
شنبه 12 مهر 1393 04:30 ب.ظ
شیرازی ها معروفن به رانندگی بد خدا رحم کرده.
پاسخ خاطرات کاکایوسف : فک کنم رانندگی بد مخصوص اکثر ما ایرانیها باشه..
اما فک نمیکردم شیرازیها بزن در رو باشن..
کی میدونه شایدوم شیرازی نبوده بنده خدا..
شایدوم اصلن ربطی به شیراز میراز نداشته باشه..
شایدوم ها شایدوم نه
معصومهـ
شنبه 12 مهر 1393 11:02 ق.ظ
خدایا...
در عین ناامیدی دست نیاز به سوی تو دراز می کنم...
تو را صدا می زنم.....به صدایم گوش کن!
خدایا...
پر از گناهم......و تو ستاری.....گناهانم را بپوشان!
تو بی نیازی و من نیازمند کرم تو...
خدایا...
کمکم کن تا بد را از خوب تشخیص بدهم....
توانایی بده تا در راه تو قدم بردارم...
امید بده تا بنده ی تو ؛ حقیر تو ؛احساس ناامیدی نکند...
تو عادل....تو رحمن....تو رحیم....
و تو ؛ من ؛ این بنده ی حقیرت را به سوی خویش بخوان...
تا همیشه سپاسگذار نعمت های تو باشم...
دست های نیازآلودم همیشه به سوی تو دراز است...
پاسخ خاطرات کاکایوسف : سپاس از شما.
محمد (فانوس)
جمعه 11 مهر 1393 05:29 ب.ظ
شانس اوردی دادا
فدای این متن های قشنگت خیلی با حرفات حال میکنم
پاسخ خاطرات کاکایوسف : مرسی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.