تبلیغات
خاطرات کاکایوسف - دهه چهارم!
بهانه ای برای بودن

دهه چهارم!

تاریخ:دوشنبه 19 بهمن 1394-02:49 ب.ظ

   
درست همین دیروز پا گذاشتم به دهه چهارم زندگی!
قبل از این فکر میکردم بهترین دهه زندگی قاعدتن بایست دهه سوم آن باشد! اوج جوانی و شور و نشاط!
اما جدیدن انگار طبق تحقیقاتی که ممالک فرنگ انجام داده اند گویا بهترین دهه زندگی دهه چهارم آن است!
بگذریم ازینکه کدام درست است! به نظرم اگر انسان سالم و خوشبخت باشد دیگر سن و سال چندان برایش مهم نیست!
از خانواده که کسی یادش نبود به کاکایوسف تبریکی بگوید! ولی از دوستان دو سه نفر شرمنده کردند ما را! دمشان گرم!
اما دم امیرخان بیشتر گرم که دیروز در محل کار جشن کوچکی از برای ما گرفت!
کلان شهری ها اصولن به این جور مراسم و جشنها اعتقاد دارند! اتفاقن دیشب برای یک ساله شدن نازنین دخترش زهرا نیز جشن تولدی البته مفصل گرفته بود!
الغرض دیروز ما را به اتاق خویش فراخواند و ما غافلگیر و شگفت زده یا به قول امروزیها سورپرایز شدیم!
کیک خوشگلی تهیه کرده و سه چهار نفر از همکاران صمیمی را نیز دعوت کرده بود و جشنگی گرفتند از برای ما!
و احمد لامصب نیز که هم اتاق امیر است از جریان فوق سری قضیه بی خبر مانده بود!
بر روی کیک مورد نظر عدد 1+29 نوشته شده بود که هم اشاره ای به پایان دهه سوم عمر بود و هم شماره اتاق یکی از همکاران که تقریبن هیچکس دوست ندارد چنین شماره ای بر روی تلفن اتاق کارش حک شود! از بس که گیر است!
و البته عبارت "مستشار تولدت مبارک" نیز عبارت قشنگی بود که روی کیک نقش بسته بود! گویا برخی همکاران کاکایوسف را به شخصیت "مستشار" در سریال قهوه تلخ تشبیه میکنند!
فشفشه ای نیز در وسط کیک البته به صورت وارونه جاسازی شده بود و به همین خاطر پس از نصب دوباره تازه شروع به کار نمود!
برف شادی هم بود! نه به زیبایی برفی که اکنون دارد میبارد، ولی زیبا بود!
قبل از بریدن کیک دوستان تقاضای رقص چاقو داشتند باز شبیه به همان رقص مستشار در سریال سابق الذکر!
خلاصه کیک را بریدیم و با کاپو چینو صرف کردیم و جای همه ی شما خالی!

همین!

نوع مطلب : خاطرات یک کارمند 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دل آرام
چهارشنبه 21 بهمن 1394 01:57 ب.ظ
داد بر دل آرام که همسایه جشن گرفته و او در عزلتش به حزن نشسته ..

بیخبر بودم اقا ..ب یخبر!!

به به به به ... سالروز میلادتون خجسته و پرشگون..
شرمنده اگر دیر آمدم نمیدانستم که در بهمنی چنین متولد شدین..

آرزوی بهترین سالها برای شما دوست گرامی و ارجمند دارم..
پاسخ خاطرات کاکایوسف : ممنون از شما به قولتان همسایه گرامی و ارجمند،
که خجسته خواستید سال روز حقیر را،
اصلن هم شرمندگی لازم نیست، دشمنتان شرمنده باد،
روزها و لحظه های شما نیز بهترین باد.
0 ,100
دوشنبه 19 بهمن 1394 06:09 ب.ظ
فکر می کنم تولد(و سایر رویدادهایی ایطوری) از تذکره می آید یعنی از یادآوری و یاد آوری ها، یکجور ثبت هست(خود ثبت چیزی!امری لوکوس ...) اما در همین حد،البته اینهآ هم قدما برای فضلا و نجبا انجام می دادن، توده و اکثرهم برایشان جایی ثبت و ضبط نمی شده است، این آمده و ورز خورده به مرور تا صیقلی شده و الان به ما رسیده، الغرض اینکه روزها و دقیقه هایی مثل سن، سال، تولد، ازدواج و... عدد هستند، قرادادهایی جاندارشان کردیم؛
اما با همه اینها،تولدت مبارک
پاسخ خاطرات کاکایوسف : دمت گرم.
من عاشق جمله بندیها و سخت نویسیهاتم.
بله سن و سال و اینها فقط اعدادی هستند که ما جاندارشان کردیم...
ممنون
آهوی شهر راز
دوشنبه 19 بهمن 1394 04:59 ب.ظ
فوق محرمانه نگه داشتن چنین برنامه هایی هنر زیادی میخواد خاطره خیلی قشنگی بود.
همراه شدن شروع دهه چهارم زندگیتون با رقص دانه های سفید برف رو به فال نیک بگیرید.
کیک تون هم خوشمزه بنظر میاد
پاسخ خاطرات کاکایوسف : بله محرمانه نگه داشته بودند...
البته برف زیادی سمت ما نبارید یعنی اونقدی نبود که بشه برف بازی کرد مثلن
اصلن یه جمله ای خودم دارم که میگم: تمام کیکها خوشمزه اند
آهوی شهر راز
دوشنبه 19 بهمن 1394 04:54 ب.ظ
«دهه چهارم زندگی» حتی خوندنش هم استرس زاست.
دوستانتون ایوالله دارند
دهه چهارم دهه به ثمر نشستن کاشته های دهه قبل است. به ثمر نشستن درخت آرزوهای زندگیتون مبارک. ایشالا ثمره اش بهترین ها باشه.
تولدت مبارک خوش اومدی ستاره /اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره
پاسخ خاطرات کاکایوسف : ممنونم..
البته میگویند که همین لحظات خود خوشبختی ماست و نبایست منتظر خوشبختی بود و نشست تا فرا برسد از راه...
بازم ممنون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.