تبلیغات
خاطرات کاکایوسف - حسب الحال!
بهانه ای برای بودن

حسب الحال!

تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1396-03:49 ب.ظ


هوا خوب است این روزها، به واقع که هوای این روزهای پایتخت بهاری است با ابرهایی که گاه به گاه سر میگذارند روی دوش این شهر و زار زار میگریند از روی شوق! از روی عشق!
درختهای توت ثمر داده اند! 
باغچه خاطره ها را بیل میزنم به امید استمرار این باران بهاری!
آن خاطره خوابگاهی که از برای جشنواره ترنج فرستاده بودم، برگزیده شده است!
اوضاع کاری هم بد نیست با وجود اینکه مستمری را فعلن کاهش داده اند!
دوستان هم همچنان همان دوستان سابقند! گاهی خوب گاهی بد! 
و من همیشه بد بوده ام!
باد روح و جان آدمی را نوازش میدهد مانند وقتی که زلفان یک دختر پنج ساله را با سرانگشت دستهای مهربانش!
گلدانهای حسن یوسف لبخند آرامی بر غنچه ی لبهای صورتی شان نقش بسته است و آغوش پنجره باز است به روی زیبای نسیم دلنشین نیمه های اردیبهشت!
ولی امروز از دو کاکایوسفی که چند وقتی است می آیند کنار پنجره ی این اتاق خبری نیست!
فکر میکنی کجای شهر غریبانه های من آشیانه ساخته اند؟!
فهمیدی نه؟!
آری قلمم داد میزند که دلم گرفته است و پنهان کردنش کار بیهوده ای است میدانم!
برای دلتنگ شدنم شنیدن یکی دو موسیقی غمگین کافی است! باور کن!
گاهی خیس شدن چشمهای آدمی از نشانه های امید است! و امید خطرناک نیست هنوز! باور کن!

پی نوشت: ترجیحن این حسب الحال را همزمان با نیوشیدن ترانه «کویر» از آلبوم محمد معتمدی بخوانید! لطفن!


نوع مطلب : خاطرات یک کارمند 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مهرداد
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 03:32 ب.ظ
خوب نوشتی
آره داد می زد
پاسخ خاطرات کاکایوسف : مرسی مهرداد جان.
دل آرام
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 08:43 ب.ظ
هوار از این هوار بی دریغ قلم که دلتنگی را تف میکند توی صورت دقایق بی قراری ...

سوز دل است این قلم زنی به ساز دل حضرت دوست ...

دیر وقتی بود نیمتوانستم بیاییم کمی کج مدار تر شده این عجوزه . تا نمیکند و روزگار ناب را بوی نا میگیرد ..

حض باطنی است خواندن کاکا ..
خوشحالم از اینکه مینویسید . ولو از سر دلتنگی باشد که ناله های قلم خوش نوایی ست به گوش حزین آشنای دوست ..
پاسخ خاطرات کاکایوسف : امید است که آن عجوزه در مدار مدارا با شما گام بردارد همواره...
نوشتن را دوست دارد کاکا، هرچند اصول و مصولش را خوب نداند..
باشد که در دنیایی دیگر پس از این عجوزه نیز بتوان نبشت همچنان...
سپاس فراوان.
آهوی شهر راز
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 03:21 ب.ظ
دلتنگی حس عجیبی هست گاهی از همه دنیا ناامیدت می‌کنه گاهی بهت امید می‌ده گاهی صبورتر میشی گاهی بی طاقت تر. گاهی نسبت به همه چیز سخت و خشنت می‌کنه گاهی نگاهتو لطیف می‌کنه.
از اون حسهاست که هرجور باشه نمیشه گفت پایدار باشه.
ایشالا که رفع بشه به بهترین وجه.
پاسخ خاطرات کاکایوسف : کامنت خیلی قشنگی نوشتید. در واقع توصیف جالبی بود از دلتنگی. ممنونم از شما.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.