تبلیغات
خاطرات کاکایوسف - پیشواز!
بهانه ای برای بودن

پیشواز!

تاریخ:چهارشنبه 18 بهمن 1396-04:38 ب.ظ

  
برخی افراد معمولن یک روز پیش از ماه رمضان به استقبال این ماه میروند یا در اصطلاح به پیشواز او! البته اکثر این افراد دقیقن نمیدانند که عایا آن روز، روز شروع ماه مبارک است یا نه! و از برای احتیاط آن روز را نیز روزه میگیرند! اما برخی نیز به خاطر اعتقاداتشان دوست دارند که یک و یا چند روز پیش از این ماه به پیشوازش بروند!
گاهی اوقات انتظار نداری اتفاق خوشی از برایت بیفتد، ولی می افتد! درست زمانی که انتظارش را نداری و فکر میکنی مانده تا موعدش برسد، از راه میرسد! مثل باریدن دانه های روشن برف در پاییزی زرد و خشک! یا شکوفه دادن درختهای خشک پیش از نوروز! و یا آمدن یک دوست در عصر یک روز سرد پاییزی و ایستادنش کنار آن درختی که سایه اش افتاده بر سر ایستگاه اتوبوس همیشگی! وقتی که اصلن انتظارش را نداری! 
آری دیروز ساعت 9 صبح جلسه ای در محل کار داشتیم! همه چیز مثل همیشه داشت پیش میرفت! 
جلسه که تمام شد هنوز ساعت به یازده نرسیده بود! داشتم از سالن جلسات به اتاق برمیگشتم که دیدم بابک یکی از آبدارچیهای اداره جلویم را گرفت و گفت «بیا کنار پنجره یک عکس سلفی بندازیم!!» و چون برای اولین بار بود که یهویی همچین پیشنهادی میداد تعجب کردم و گفتم الان؟ گفت «آره خب واسه یادگاری میخوام!» گفتم «مگه میخوای بری ازینجا!!» لبخندی زد و چیزی نگفت و دوربین گوشی اش را فعال کرد و در حالی که دو سه تا از همکارهای دیگر آن حوالی بودند عکسی انداخت! 
بعد نزدیک درب اتاق، امیر دیگر آبدارچی اداره به همراه عباس آقا ایستاده بودند و سر شوخی رو وا کردند بی مقدمه!!! و من مانده بودم که اینها چشونه امروز!!!
در حالی که توی دلم داشتم با خودم پچ پچ میکردم در اتاق رو باز کردم و دیدم وووواااااوووو ترانه شادی داشت پخش میشد و روی میز کارم کیک تولد خوشگلی به همراه میوه و اینها چیده شده بود! و امیرمحمد که به نظر میرسید باعث و بانی این جشن کوچک و با صفا است با فشفشه ای روشن در دست کنار میز ایستاده بود و تولد کاکا را تبریک گفت!
خیلی سورپرایز شدم! آخر امروز تولد کاکا است ولی از آنجا که امروز برخی دوستان در محل کار حضور ندارند، لذا یک روز زودتر به پیشواز جشن تولد کاکا رفته بودند! از قضا دو تا دیگر از همکارها نیز که اتاق ما معمولن از برای آنها به منزله پاتوق با صفایی است یهویی وارد اتاق ما شدند و جمع کوچک ما به همراه احمد جان به هشت نفر رسید!
چندتا عکس سلفی و غیر سلفی هم به یادگار انداختیم! 
موقع بریدن کیک هیشکی حاضر نشد رقص چاقویی برود و ما نیز خیلی ساده کیک را بریدیم! روی کیک نوشته شده بود: «دکتر جان دست خودت نیست!» و این از شیطنتهای با مزه امیر محمد و احمد بود!
نسکافه ای هم دوستان خوردند ولی کاکا چای سبز را ترجیح میداد! کیک خوشمزه ای هم بود انصافن! دم امیر محمد گرم!
آری خلاصه کمی پیش از موعد شاد شدیم و انگار امسال را تقدیر بر این بود که تولدمان را پیش از موعد جشن بگیریم چنانکه دو هدیه دیگری نیز که از برای کاکا به همین مناسبت تهیه شد، پیشوازانه بود!
اولی دقیقن شب یلدا در نهایت محبت به دستم رسید و چه هدیه با ارزشی بود! حال بماند که چه بود و چرا آن شب؟!
دومی همین پریروز بود که مهدی بعد از تقریبن یک سال به تهران آمده بود و در پارک لاله زیارتش کردم! جالب بود که تولدم در ذهنش باقی مانده و یک هدیه خوشگل از برایم خریده بود! و گفت «میدونم که پس فردا تولدته ولی ممکنه تا پس فردا من رفته باشم شهرستان و نتونم ببینمت! دیگه گفتم همین امروز هدیه رو بهت بدم!» در واقع مهدی جان نیز سورپرایزم کرد!
آری بعضی اتفاقهای خوب درست زمانی که انتظارش را نداری و فکر میکنی مانده تا موعدش برسد، از راه میرسد! درست مثل بوسه گرم آن کاکایوسفی که کنار کاکایوسفی دیگر نشسته بود و یهویی آن دیگری را بوسید! شاید کاکایوسف دومی آن لحظه انتظارش را نمیداشت چرا که برق شادی را میشد در چشمهای سیاهش به روشنی دید! همین!

پی نوشت: تصویر آدم برفی ساخته کاکا، احمد و امیرمحمد تقریبن نه روز پیش از جشن تولد کاکا، محوطه اداره!


نوع مطلب : خاطرات یک کارمند 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
همایون
سه شنبه 24 بهمن 1396 07:06 ق.ظ
تولدتان را تبریک میگویم .
ارزوی سلامتی و شادی برای شما دارم .
پاسخ خاطرات کاکایوسف : ممنون از شما همایون بزرگوار
همچنین آرزوی سلامتی و شادی برای شما دارم.
دل آرام
دوشنبه 23 بهمن 1396 01:32 ق.ظ
زاد روزتون فرخنده ....

پس شما هم بهمن ماهی هستین !

بزن زنگو کاکا - رخصت !
پاسخ خاطرات کاکایوسف : ممنون از شما. سپاسگزارم.
مهرداد
پنجشنبه 19 بهمن 1396 12:49 ق.ظ
سلام کاکو
هههههههه
تولدت مبارک باشه، پس یادمون باشه ۱۸ بهمن تولدته....
مبارک ها باشه...هممممم خوش سلیقه هم هستن همکارا....
آدم برفی هم قشنگه
پاسخ خاطرات کاکایوسف : سلام مهرداد جان
ممنون از شما. بسیار بنده نوازی فرمودین
آهوی شهر راز
چهارشنبه 18 بهمن 1396 04:39 ب.ظ
تولد پیشواز، کادوی پیشواز غافلگیرکننده تره. آفرین به دوستان
مبااااررررک باشه کاکا
پاسخ خاطرات کاکایوسف : بله بسیار غافلگیر کننده بود.
ممنون بابت تبریک شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.