تبلیغات
خاطرات کاکایوسف - اندر حکایت پر خوری!
بهانه ای برای بودن

اندر حکایت پر خوری!

تاریخ:سه شنبه 15 بهمن 1392-09:43 ب.ظ

Image result for ‫آش رشته‬‎ Image result for ‫آش رشته‬‎ Image result for ‫آش رشته‬‎

سلف دانشگاه شیراز را رسمی است خوشایند؛ اینکه از برای هر وعده ی غذایی اش دو نوع اغذیه تدارک میبیند! تا ازین رهگذر ما جماعت ضعیف المالیه ی دانشجو این یک بار را لااقل بتوانیم قدرت انتخابکی داشته باشیم.

اما این رسم خوشایند نیز خالی از عیب و ایراد نیست لامصب! به ویژه آن وعده ای که آش رشته نیز به عنوان غذایی فرعی در کنار یکی از غذاهای اصلی سرو میشود، چالش برانگیز است.

اول عیب این است که آش رشته خود غذایی است تمام و کمال از نگاه ما، نه اینکه همراه غذایی دیگر سرو کنندش!

دوم عیب از خود ماست! این عیب برمیگردد به آن شب منحوس پاییزی، وقتی که فهمیدیم به اشتباه آش رشته را رزروش نکرده ایم و بعد مجبور شدیم بسان زیدان که با حالتی مغموم از کنار جام جهانی 2006 گذشت ما نیز با غم و اندوه و حسرتی جانکاه از کنار دیگ پر از آش بگذریم!

از آن شب به بعد شیش دونگ حواسمان به شبی است که آش رشته میدهند! تا مباد که باز حکایت زیدان شود حکایت ما!

الغرض دیشب آش رشته ای دادند پر از کشک و خوشمزگی! که درین هوای سرد و بارانی بس فراوان چسبید!

نکته اینجاست که در آخر کار که موعد و موسم سلف به انتهایش رسید، دیگ آش را در صحن سلف بنهادند و خلقی پروانه وار به گردش حلقه زدند و به طوافش پرداختند.

و ما نیز چنان ظرفمان را دوباره و چندباره مملو نمودیم ازآن آش بسیار، که برای نخستین بار شکم لامصبمان دست رد بر سینه ی آخرین قاشقهای آش رشته زد!

به قول دوستمان که او هم از قضا عاشق آش رشته است، گمانم آش رشته تنها غذایی است که درین دنیای دنی ارزش پرخوری دارد! همین!



نوع مطلب : خاطرات یک دانشجو 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.